
کوچه باغ زندگی ازدوستان گلم کلیک کنید
بهترین وبلاگ دوستان گلم نیماونازنین کلیک کنید
"رز سیاه"سمانه خانم خواهرگلم کلیک کنید
این هم یکی ازدوستان گلم حتماسربزنیدمنم همان آشنای دیروز وفراموش شده امروز
عشق ...
عشق، سرطان دوست داشتن است.
عشق، عقد دائمي ما با غربت است.
عشق، شماره تلفني است كه سالها بدنبال آن مي گرديم.
عشق، آمپول ب كمپلكس معرفت است.
عشق، اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود.
عشق، آسانسور حيات بشر است. واي بحال كسي كه توي اين آسانسور گير كند.
عشق، قند متافيزيكي است كه در دل آدم آب مي شود.
عشق، شب نامزدي ما با جدايي است.
عشق، نردباني است كه ما را از خود بالا مي كشد.
عشق، همان فعل انفعالي است كه در برابر گل سرخ به ما دست مي دهد.
عشق، عزرائيل زيبايي است كه با رسيدن، جسم ما رامي گيرد و قبض روح راامضا مي كند.

عشق، اولين آهي است كه در آيينه كشيده ايم.
عشق، اولين حقوق ما از باجه معرفت است.
عشق،خريد وفروش پاياپاي عاشق و معشوق است.
عشق، لك لكي است كه روي درخت خاطرات ما لانه كرده دارد.
عشق، مقصد نيست، بلكه مركبي است براي رسيدن به مقصد.
عشق، تنها مهماني است كه بدون دعوت وارد ميشود،كافيست درخانه قلب را بازبگذاريد.
عشق، يك لحظه آرامش است و هزار لحظه گرفتاري.
عشق، بينايي را مي گيرد و دوست داشتن مي دهد
عشق، صداي فاصله ها، فاصله هايي كه غرق ابهامند.
عشق، تنها دردي است كه بيماربدنبال علاج نيست، زيرا درد عشق برايش مطلوبتراز سلامتي است.
گرفتي عشق چيه؟؟؟؟؟
گاه گاهي كه دلم مي گيرد پيش خود مي گويم آنكه جانم را سوخت ياد مي آرد از اين بنده هنوز؟...
گفته بودند كه از دل برود ياد چو از ديده برفت...سالهاست كه از ديده ي من رفتي و ليك دلم از مهر تو آكنده هنوز ،در قمار دل من بردي و ليك، منم آن عاشق بازنده هنوز!
غمم از وحشت پوسيدن نيست غمم از زيست بي تو در اين لحظه ي پر دلهره است.
وقتي آدم يك نفر را دوست داشته باشد بيشتر تنهاست...چون نمي تواند به هيچكس جز همان
آدم بگويد كه چه احساسي دارد...و اگر آن آدم كسي باشد كه تو را به سكوت تشویق مي كند،تنهايي تو كاملتر مي شود......با اينهمه دوستت دارم و تاوان آن هر چه باشد باشد
گلها جواب زمین اند به سلام آفتاب، نه زمستانی باش که بلرزانی، نه تابستانی باش که بسوزانی . بهاری باش تا برویانی.
نــــوروز۱۳۸۸ پیشاپیش مبارک.
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
زغم های دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
ميلاد پربرکت پيام آور عطوفت و مهربانی
حضرت محمد مصطفی «صلی الله عليه و آله»
و ششمين امام عارفان
امام جعفر صادق عليه السلام مبارک باد

دست من نيست گاهي وقتا روزم آفتابي نميشه
حتي با معجزه ي عشق آسمون آبي نميشه
دست من نيست گاهي وقتا تلخ و بي حوصله مي شم
بين ما بين من و تو من خودم فاصله مي شم
دست من نيست...دست من نيست
يه شبايي باد و بارون ميزنه به برگ و بارم
اون شبا هواي آشتي حتي با خودم ندارم
يه روزاي ابر تيره منو ميبره از اينجا
مي بره اونوره ديروز گم مي شم اون دور دورا
مي دونم گاهي بلور قلبتو مي شکنه حرفام
صبر تو به سر رسيده از من و سرگشتگي هام
با گذشت به من نگاه کن تو که مي بيني چه تنهام
رو نگردون از من اي خوب اگه بدترين دنيام
وقتي که دور مي شم از تو اي هواي مهربوني
غمو تو چشات مي بينم اما اي کاش که بدوني
من گمشده.....من بد....با همه سرگشتگي هام
تو را از هميشه بيشتر
بيشتر از هميشه مي خوام

وقتي دل تنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوستت داره،وقتي نا اميد شدي به ياد
بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي ساکت شدي به ياد بيار کسي رو که به
شنيدن صداي تومحتاجه
تو دريايي و من موجي اسيرم...كه مي خواهم در آغوشت بميرم... بيا درياي من آغوش
بر كش...نمي خواهم جدا از تو بميرم
بوي نفسات هنوز مستم ميکنه کنارم نيستي ولي با نفسهات گرم ميشم زيبايي چشمانت
هنوز افسونم ميکنه کنارم نيستي ولي چشمانت در چشمانم نقش بسته صدايت هنوز از
خود بي خودم ميکنه کنارم نيستي ولي جز صدات نميشنوم تو کنارم نيستي اما من چيزي
جز تو ندارم
زندگي سخت نيست ما سختش ميکنيم – عشق قشنگ نيست ما قشنگش ميکنيم-دل م
ا تنگ نيست ما تنگش ميکنيم – دل هيچ کس از سنگ نيست ما سنگش ميکنيم
به عشق گفتم : تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت .... به احساس
گفتم: تا تو رو دارم تنها نيستم من رو تنها گذاشت و رفت ....به وفا گفتم: تا تو رو
دارم تنها نيستم اونم من رو تنها گذاشت و رفت.... ولي وقتي به تنهايي گفتم: تا تو ر
و دارم تنها نيستم ، موندو همدمو مونسم شد
به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار
پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
بهترین وبلاگ دوستان گلم نیماونازنین کلیک کنید
![]()
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد .وسعت تنهائيم را حس نکرد .
در ميان خنده هاي تلخ من گريه پنهانيم را حس نکرد
.در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد .
آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پايانيم را حس نکرديادته
بهم گفتي دوسم داري؟ يادته گفتي عاشق مني؟
يادته گفتم آخر تنها ميشم؟ يادته گفتي تنهات نميذارم؟ يادته گفتي هميشه با مني؟
يادته گفتم ازياد آخر ميرم؟ يادته گفتي دلت پيش منه؟ يادته گفتم اينا حرفه همه؟ يادته
گفتي من دوستت دارم؟ يادته گفتم که باور ندارم؟
يادته گفتم اين عشق تا کجاست؟ يادته گفتي تا نفس با ماست؟
يادته گفتم که باور ندارم؟ يادته گفتي که آره حق دارم؟ حالا ديدي که همش حرف بودفقط؟
حالا فهميدي همش ادعا بود؟ بوي نفسات هنوز مستم ميکنه کنارم
نيستي ولي با نفسهات گرم ميشم زيبايي چشمانت هنوز افسونم ميکنه
کنارم نيستي ولي چشمانت در چشمانم نقش بسته
صدايت هنوز از خود بي خودم ميکنه کنارم نيستي ولي
جز صدات نميشنوم تو کنارم نيستي اما من چيزي جز تو ندارم
بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند
و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك
شروع مي شود و در طول زمان استمرارمي يابد
بانگ شبون بلنداست و گویی این همه ناله را پاسخی نیست.
زمینیان در ماتمند و آسمانیان چشم انتظار و علی چون همیشه مظلوم...
امشب عجب حالی دارد حسن، نمیداند از غم فراق پدر بگرید یا بر این وصال ابدی
غبطه خورد و حسین همچنان به پدر مینگرد ، پدر که غریبانه در بستر جهل کوفیان خفته.
علی را در محراب عشق کشتند ،
فرق عدالت را در شام سیاهی شکافتند و نخواستند آفتاب، ظلمت شبهایشان را روشن کند .
علی غریب و تنها، شکوه در چاه میکرد، نخلستانهای کوفه هیچگاه نالههای شبانهاش را
از یاد نخواهد برد .
دل آسمانیاش پر بود از عشق خدا و همین عشق او را به عرشیان پیوند میزد و امشب
عرش را در مقدمش، آذین بستهاند
علی رهسپار است و دلها در پی او روان،
او میرود و حسرت ابدی جهان را فرا میگیرد،
چرا که علی یگانه بود ...

دعای روز نوزدهم
«اللهمَّ وَفّر فیهِ حَظی مِن بَرَكاتِهِ،وَ سَهّل سَبیلی الی خَیراتِهِ، وَلا تَحرمنی قَبُولَ حَسَناتِهِ یا
هادیاً الی الحَقّ المُبین»
خدایا در این روز بهره مرا از برکاتش وافر گردان و راهم را به سوی خیراتش سهل
آسان ساز و از حسنات آن مرا محروم مساز، ای راهنمای به سوی دین حق و حقیقت
آشکار.
شایستگان هدایت
1 - مؤمن: «من یؤمن بالله یهد قلبه؛ کسی که به خدا ایمان بیاورد خدا او را هدایت
میکند» (1)
2 - توبه کننده: «یهدی الیه من اناب، هر کس به سوی خدا باز گردد خدا او را هدایت
میکند»
(2)
3 - مستمسکین به خداوند: «من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم؛ هر کس به
دین خدا متمسک شود، به راه راست هدایتیافته است» (3)
4 - مجاهدین: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا؛ آنها که در راه ما کوشش کنند محققا
آنها را به راه خویش هدایت میکنیم» (4)
5 - اهل تقوی: علی علیه السلام: «هدی من اشعر قلبه بالتقوی؛ آنکه قلبش تقوی
را درک کرد، هدایت یافت» (5)
6 - صابران: علی علیه السلام: «هدی من ادرع لباس الصبر والیقین؛ هدایتیافت
آنکه لباس صبر و یقین پوشید» (6)
7 - مخلصین: علی علیه السلام: «هدی من اخلص الایمان؛ آنکه ایمان خود را
خالص نمود هدایتیافت» (7)
1 - قرآن: «ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم؛ همانا این قرآن خلق را به استوار
ترین راه هدایت میکند» (8)
2 - اهل بیت پیامبر: رسول خدا صلی الله علیه و آله: «انی تارک فیکم الثقلین ما ان
اخذتم به لن تضلوا; کتاب الله و عترتی؛ من دو چیز گرانبها در میان شما به امانت
میگذارم، تا وقتی که پیرو آنها باشید هرگز گمراه نخواهید شد; قرآن و اهل بیتم»
(9)

روزای زیادی می گذره که با تو حرفی نزدم
راستش خیلی دلم برای حرف زدن با تو تنگ شده
اما ... خودت که میدونی !
می خواستم با تو درد دل کنم اما نه تو رو دارم نه دلی
می خواستم ناله یی از دل بکشم اما نه دلی دارم و نه نای ناله یی
می خواستم گریه کنم اما چشمانم آنقدر به راهت مانده است که درد می کند
می خواستم قهر کنم اما کسی با من آشتی نبود نه تو نه هیچکس دیگر
می خواستم تنها باشم اما خوب که به خود می نگرم می بینم حتی تنها هم نیستم
دوباره چاره یی جز این دلنوشته نیست
اما دلنوشته هم یادآور غصه های پنهان زیادی است که سخت بی تابم می کند
دلنوشته می گویم و می نویسم و می خوانی اما چه دلنوشته یی . . .
وقتی دلنوشته یی به دنیا میآد
وقتی برای هزارمین بار این ورق پاره رو باز می کنم
وقتی برای هزارمین بار انگشت حسرت به دهان می گیرم
وقتی برای هزارمین بار سرانگشت حسرت به خون دلم آغشته می کنم
وقتی می خام از سرانگشت خونین حسرت زدگیم روی این ورق پاره اثری بذارم
وقتی می خام با خون دلم برات شرح غمهای دلمو بنگارم
تو گویی نه دلی هست و نه نوشتاری ؛ فقط دلنوشته بهانه یی است تا خون دلم را
برایت یادگاری بفرستم
آره اینها کلمات نیستند که صفحات را منقش میکنند
اینها خونهای دل عاشقی است که پنهانی می جوشد و می چکد و خشکیده می شود
آری این یک دلنوشته نیست یادگاری ناقابل از عاشقی تنهاست
آری این یک دلنوشته نیست شرح غصه های پنهان من است
یه غصه پنهان
یه یادگاری
یه دلنوشته


....رها کردي دلم رفتي کجايي....
خــيــال کــردم تــو هــم درد آشــنــايــي 
بــه دل گــفــتـم تـو هـم هـم رنـگه مايي 
خـيــال کـردم تــو هــم در بــاديــه عشق 
اســيــره حــســـرت و رنــــج و بــلايـــي 
نـــدونــســتــم کــه بــي مـــهـرو وفـايي 
نــفـــهــمـــيــدم گـــرفـــتـــار هـــوايـــي 
نـــدونـــســتـــم تــــه ديـــداره شــيـرین 
نــهـــفـــتــه چــهـــريــه تــلــخ جــدايـي 
تـو کــه گـفــتـي دلـت عـاشـقــتــريــنـه 
دلــت عــاشــق تــريــن قــلـب زمــيـنـه 
هــمــيــشــه مــهــربـــونــه بــا دل مـن 
بــراي قـلـب تــنــهــام هــمــنــشـيـنـه
چــرا پــس دل بــديــده بــي وفــايــي؟ 
شــده قـــربــانــيــت بـــي خون بهايي 
نـــفــــهــمــيـــدي امــيـــد نـــامــيــدي 
** رها کردي دلم رفتي کجايي**
